روزنامه معين اس. ام .اسي از تازه آباد!
ارسال شده توسطmoeen در تاريخ پنجشنبه 30 ارديبهشت 1389
به قلم يونس رنجكش
متن كامل
مهندس يونس رنجكش
چند روز پيش پيامكي در نيمه هاي شب برايم ارسال شد كه فرستنده آن نامي آشنا داشت و روزگاري هرچند كوتاه در آغازين روزهاي انتشار روزنامه، مسووليت تحريريه را به او سپرده بودم؛ در اين پيامك آمده بود عليرضا پنجه اي به گورستان تازه آباد رشت تبعيد شده است!
يك لحظه هوش از سرم پريد و در حالت خواب و بيداري كه بودم ، به يكباره به ياد روزهايي افتادم كه با همه دلمشغولي ها و يادگارهاي بر جاي مانده از او كه دوستي در عرصه هنر و ادبيات و روزنامه نگاري بود،در كنار هم روزگاري مي گذرانديم! و اين بود كه انا لله و انا اليه راجعون خواندم!
مي خواستم براي دوستان ديگر اين پيامك را ارسال و براي جامعه فرهنگي و ادبي تسليتي اعلام كنم كه به يكباره متوجه شدم اين پيامك ، پيامي ديگر داشت!
روز بعد با كمي كنكاش و پيگيري آنچه را كه متوجه شدم آن بود كه مديرسابق روابط عمومي شوراي اسلامي و سازمان آتش نشاني شهر رشت كه مدتي كوتاه دبيري كميته زيباسازي اين شهر را بر عهده داشت و از شاعران و اهل ذوق در نوشتار و گفتار است، حوزه انجام وظايفش در شهرداري رشت تغيير كرده و او را به آرامستان رشت واقع در تازه آباد اين شهر فرستادند تا به امور اموات بپردازد!
هرچند كه سپردن وظايفي اين چنيني براي آدم هايي كه هيچ سنخيتي با اينگونه فضا ها ي كاري ندارند، خود پايان عمر حيات روحي آنان است، و اين روزها در گوشه و كنار شاهد سپردن انديشه هاي بسياري به گورستان ها به دليل عدم بهره وري لازم از استعدادها و توانمندي هاي افراد كه از لازمه هاي مديريت است، مي باشيم، دوستاني كه امروز به هر تقدير و با هر گرايش سياسي فرصتي به دست آورده اند تا در راس تصميم سازي ها و تصميم گيري ها براي پيشبرد اهداف توسعه و امور جامعه قرار گيرند، بهتر است بتوانند با مديريتي شايسته ، از خبرگان هر صنفي در جايگاه خود، استفاده كنند؛ زيرا هنر مديريت اين افراد آن است كه بتوانند با استفاده همه ظرفيت هاي اطراف به ويژه در حوزه نيروي انساني زمينه هاي توسعه بيشتر جامعه و استان را فراهم كنند.البته كسي مدعي چشم پوشي از خطا ي كاركنان خطا كار و خروج كننده از مقررات نيست اما اين نبايد بهانه اي براي از بين بردن سرمايه هاي استاني باشد .
امروزه نقش نيروي انساني در توسعه بر كسي پوشيده نيست و از سرمايه هاي اصلي نقش آفريني در اين زمينه هستند كه بايد با برنامه ريزي هاي اصولي از توان و استعداد آنها بهره برد.
متاسفانه بسياري از مديران كه به واسطه قرار گرفتن در حلقه هايي خاص بدون طي كردن دوره هاي شايسته گزيني به موقعيت هايي مي رسند، به هر طريقي با نيروهاي منتقد خود برخوردي حذفي دارند و اين يعني دور شدن از الفباي مديريت و در جا زدن در حوزه برنامه ريزي هاي توسعه ، زيرا اين افراد تصور مي كنند پاك كردن صورت مساله بهتر از حل آن است و از اين طريق مشكلات و چالش هاي حوزه مديريت خود را مي خواهند بر طرف كنند، در صورتي كه اين گونه رفتار ها جوابگو نيست و در دراز مدت راهي جز به بيراهه رفتن نمي باشد!
هنر مديريت بايد آن باشد تا از هر ظرفيتي در جاي خود استفاده بهينه داشته باشند و اگر نتوان ازاين توانمندي ها استفاده كرد ، موجب افزايش هزينه ها بدون بهره وري خواهيم بود .
اگر افرادي تصور مي كنند كه بايد هرآنچه مخالف ومنتقد اوست به دريا ريخته شود و يا در كناري گذاشته شود ، تصوري است كه به دور از هنر مديريت است زيرا دراين عرصه مي بايست بسيار هنرمندانه نگريست ، و اگر دوستان بتوانند با تغيير نگرش ها از هر سرمايه اي استفاده اي بهينه داشته باشند آنگاه رضايتمندي عمومي نيز فراهم و آنچه در آرزوي آنان است تحقق خواهد يافت .