مهندس يونس رنجكش
28 سال پيش سال پنجم ابتدايي بودم، بعدازظهر يك روز بهاري در شهر آستانه اشرفيه،خيابان روبروي حرم مثل همه كساني كه شور و شوقي در آنها ايجاد شده بود با ديدن شادماني هاي مردم و شنيدن صداي الله اكبر و بوق خودروها به وجد آمده بودم و در آن هياهو بي آنكه بدانم چه اتفاقي افتاده است در حال و هواي نوجواني سر از پا نمي شناختم و در شور و حال مردمي كه گويا سر از پا نمي شناختند شادماني مي كردم و شادمان بودم. هرچند كه بوي جبهه و جنگ وآثار آن را با آنكه كيلومترها از مكان حادثه دور بودم اما مثل همه مردم حسي عجيب در اين زمينه داشتم!
در اوج شادماني هاي نوجواني خود به همراه دوستاني ديگر بودم كه ناگهان سنگيني دستاني صورتم را نوازش داد كه گويا سهمي از تنفر و انزجار و عصبانيت از اين همه شور و هيجان مردمي را به نمايش گذاشته بود و به جاي در افتادن با مردم با آن حال و هوا، صورت ضعيف نوجواني را نشانه كرده بود تا شايد با اين سيلي بفهماند كه در كنار اوج خوشحالي مردم، عده اي در اندوه و حيراني از آنچه اين مردمان در تاريخ افتخارات خود به نمايش گذاشته اند، به راهي ديگر مي روند!
آن روز سوم خرداد بود، روزي كه خدا خرمشهر را آزاد كرده بود، و اين روز همچنان بر گستره تاريخ پر رمز و راز ايران زمين مي درخشد چرا كه نشان از استقامت و پايداري و دفاع ملتي دارد كه به هيچ وجه اجازه نمي دهند هيچ چشم نامحرمي از داخلي و خارجي به آن گوشه چشمي كج نگاه كند!
اين اولين سيلي بود كه در اين روزگار غريب مي خوردم و آن شايد درسي شد تا هميشه بدانم براي هر شادماني و تلاش و موفقيتي بايد منتظر سيلي بود زيرا همواره عده اي تحمل عزت مداري مردمان سر زمينت را ندارند و به هر شكلي مي خواهند كينه هاي ديرينه خود را به رخ بكشند.هرچند كه زننده آن سيلي با، باخبر كردن پدرم كه در آن جمع مردم و كمي آن طرف تر ايستاده بود با سپردن وي به مجريان قانون ادب شد و به عذرخواهي و ندامت از آنچه كرده بود مثل همه كساني كه پيشينه دورويي دارند، پرداخت اما هنوز هم سعي هاي اين چنيني صورت هاي بسياري را نوازش مي كند!
مردم ايران اسلامي دوست دارند اينك پس از سال ها از گذشت آن روزهاي پايداري و افتخار، يك بار ديگر تمام ايرانيان با يكدلي و يكرنگي كنار هم باشند و آينده اي اميدوارتر براي فرزندانشان بسازند.
امروز اين سرزمين پيش از هميشه به دستان محبت آميز فرزندانش براي ساختن ايران آباد،آزاد و مستقل نيازمند است.
ما تجربه هاي موفق و ماندگار بسياري براي در كنار هم بودن داريم و چه بهتر كه يكبار ديگر تمام انرژي و توان خود را كنار هم قرار داده و رو به آينده اميدوارانه تر حركت كنيم، هرچند سيلي هاي دورويي بسياري صورت هايمان را نوازش كند!
نوشته شده توسطmoeen
در تاريخ سه شنبه 4 خرداد 1389 ·
0 نظر ·
67 تعداد بازديد
نظرات
هيچ نظري ارسال نشده است
ارسال نظر
لطفاً براي ارسال نظر ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد
امتياز
اين گزينه فقط براي كاربران عضو در نظر گرفته شده است
لطفا وارد سيستم كاربري خود شده و يا ثبت نام كنيد.
تا كنون امتيازي داده نشده است.
ورود
شما هنوز عضو سايت نشده ايد ؟ اين قسمت را براي عضويت در سايت انتخاب نماييد